21 شهریور 1405
«یا لطیف» از علی (ع) آموز این پند نهان غرق فتنه تو نشو آرام جان درخصومتها تو ای روح جوان چون لبون باش و دمی آرام مان به قلم :میراحمدی بیشتر »
نظر دهید »
18 شهریور 1405
“یاجبار” یا بن الحسن(عج) هر طرف آه جگر سوزی بگوش آید بیا هر شهیدی لحظه آخر ندا داده بیا دختران پاک مینابی به صبح حادثه در میان هول وحشت گفتند: آقا بیا آن دلاور شیر مرد با صلابت پیر ما وقت رفتن گفت: آقا بهراین ملت بیا آن یلان شیران بیشه، در… بیشتر »
18 شهریور 1405
“یالطیف “ یابن الحسن (عج) دنبال تو می گردم درکوچه ودر میدان در نغمه ی غمگین آن مجری در میدان او ذکر فرج می خواند در نم،نم آن باران شاید که بیایی تو دریک شب بی حرمان دنبال تو می گردم درهمهمه ی مردم شاید رخ تو ببینم در خیل همین مردم به… بیشتر »
18 شهریور 1405
اگر خداوند کسوت معلمی را به قامت ات آراسته باشد فرق نمیکند رهبر دینی جامعه باشید یا مسوول عالی رتبه به خوبی می توانی این رسالت را به احسن وجه به ودیعه گذاری و جهانی را به هدایت الهی رهنمون باشی باشد که ماهم این گونه طی طریق کنیم. به قلم:میراحمدی بیشتر »
18 شهریور 1405
“یالطیف “ ادرکنا یابن علی(ع) در زمانه ای هستیم که ایران وایرانی به درک،عنایت ویژه تان سخت دل بند است. آقای من 🤲 کی میای ؟ تا پلشتی وپلیدی را سرجایشان بنشانی واز جماعت تزویر ورریا چشم فتنه را درآوردی وجان خسته دلان ایران زمین را به نسیم دولت… بیشتر »
18 شهریور 1405
“یا لطیف” خدایا تو خود می دانی که آقایم یابن الحسن (عج) را دوست دارم اما مهربانی کردند به پاکانی چون صاحب الزمان(عج) پیمودن هفت شهر عشق می خواهد که از توان من عاصی بیرون است. پس به حرمتی جلال وجمالت ارادتم را به پسر فاطمه(س)لبریز ودوستیم… بیشتر »
18 شهریور 1405
“یالطیف “ آه ای یابن الحسن مولای من کی میای صبح عالم تاب من خود که می دانی به فصل ارغوان روضه ها جاری شده از عمق جان ماتم امسال ما خون دل است باز خوانی محرم مشکل است گرچه غم ها جهان ناچیز از حزن ولی(ع) درک آن ناچیز هم وه مشکل است به قلم… بیشتر »
17 شهریور 1405
عقیله بنی هاشم گفت یابن الحسن (عج) ای نوردیده می دانم که دل نازنین ت از غم نینوا چون چشمه ای میجوشد و جانت از شرحه ،شرحه شدن عباس،علی اکبر حسین آرام ندارد و وجودت از گلوی بریده طفل شیر خواره رباب در تب وتاب است تا الیتام حزن بی شمارت باشد! آقا جان اشک… بیشتر »
17 شهریور 1405
“یا لطیف” انگار میخواهند جانمان را در کنار مزارت بگذارند و بر رویش خاک حسرت بپاشند در باورم نیست که مدتی است پر کشیده ای وندایت به خاطرات پیوسته است هنوز که هنوز است کلمات قصار تان در گوش مان زنگ می زند.والماس آب دیده از دل ودیده مان خاطره… بیشتر »
17 شهریور 1405
“یالطیف “ یابن الحسن آقای من دلت با کاروانی است از که از روز یازده محرم از کنار بدن های مطهره عبور دادند وبه زمین افتادن زنان و دختران هاشمی را به نظاره نشستند با این همه درد نفس گیر بگو چه کنم؟؟ می دانم که چشمان به خون نشسته ات مهمان اشکهای… بیشتر »
14 شهریور 1405
“یا لطیف” یابن الحسن (عج) ای آرزوی دل، تویی سنگ صبورم دلم مشتاق و کی وقت حضورم؟ دلم شوق حضورت بی بهانه طلب کاراست در این کنج خانه به هر درمی زند وامانده این دل ببیند یک نظر در کنج محفل به قلم :میراحمدی بیشتر »